کمیلی نامه !!!
کمیلی نامه
یکی از درسهای سخت دوران / بود شیمی عمومی هان پسر جان
بود نمرش اگر دست کمیلی / قبولی می شود دشوار خیلی
کمیلی از معلم های خوبست / همیشه پر انرژی پر ز شور است
که انگاری کلاس یک اوربیتال است / کمیلی زاده در آن بی قرار است
به جرئت می توان گفت انتقالش / به سان یک فوتون از قلب آتش
بود چونان سریع و پر ز قدرت / که در نور هم نباشد همچه سرعت
نبینی یک دم او را بی تحرک / ویا بی حرف و بی نکته صمٌ بک
همیشه نکته آماده در آستین / نگه دارد بگوید ای مُسَلمین
نویسید این مطالب را که گویم / که مخصوص علوم پایه گویم
و ما هم جملگی نت بر بداریم / ز علم وی به خود هامان فزاییم
که آب بحر را نتوان کشیدن / به قدر تشنگی باید چشیدن
به ما گوید که ای شوشوی کوچک / تو را من می دهم پندی وروجک
اگر دیدی کسی را گریه کرده / بدان شوشو بوده دقت نکرده
سپس افتاده پشتم بهر نمره / جوابش داده ام لولو ببرده
برو جوجه که بسیاران برفتند / ز من 25 صدم را هم نَکَندند
اگر از شوشو های خوب پارسال / و نیز از این ورودی های امسال
کسی از من بگیرد یک دهم را / به او من می دهم صلح نوبل را
چرا که جنگ اعلان دارد آن کو / بخواهد نمره از استاد کوکو
چرا که نمره باید خود بگیری / بادمجان نیس که کیلویی بگیری
و اینکه نمره هاتان دست من نیست / اگر افتد کسی هم دست من نیست
چرا که در کلاس علم بنده / نباشد حاضر و غایب شونده
بود تکه کلامش ای جماعت / بود دست خدا پشت و پناهت
که از من نمره کندن پشتوانه / بخواهد چون خداوند یگانه
که البت در لفاف حرف گوید / تمام این معانی ژرف گوید
بگویم من ز علمش وز کمالش / که گردد مورتیمر محو کلامش
کمیلی چند لنگوایج بداند / به هر چندین زبان هم نکته راند
فرانسه ، انگلیسی فول بداند / ز نحو تازی هم اندک بداند
که درس این جهان و آن جهان است / تمام علم دنیا با زبان است
به ما گوید مسلمانان امّت / تو دقت باز دقت باز دقت
کمیلی ای فروغ علم دوران / که موزلی جفت دارد کفش هاتان
به ما این مستمندان عنایت / بکن لطفی بده ما را خجالت
تمام نمره ها را 20 رد کن / دو چشمت را ببند و دست خط کن
که تا باشد دعای این جماعت / به دنبال تو در روز قیامت
بگیری از کلاس ما ثوابت / خدا راضی از این کار باحالت
بهشت جاودانه جایگاهت / که باشد پر ز نانسی ها و شربت
خدا از بهرتان یک دانه حوری / که هم باشد قشنگ و هم گوگوری
دهد تا باشد او پاداش کارت / که مرد علم هستی و صداقت
چرا اصلا خسیس بازی در آریم / یه دانه حوری را کافی بدانیم
مگر حوری ز میراث بابایم / بود کاین گونه من دون و گدایم؟
خداوندا ز بهر این کمیلی / که همّه دوستش داریم خیلی
بکن آماده تو یک گله حوری / تماما توپ و آبدار و گوگوری
که پاداش نکویی با خدای است / خدای ما بصیرٌبالعباد است
در احوالات او سرّی عیان است / تو شیمیدان نگو عارف تمام است
بخواند مولوی ، عطار و حافظ / تمام کُنه عرفان را بود حفظ
نگنجد در چنین شعری کمیلی / که باشد اهل عرفان نیز خیلی
ولیک از دست ما بهتر نیاید / همین را چون پسندد شکر آید
ببخشیدم اگر شعرم خراب است / چپ اندر قیچی و آبدوغ خیار است
هم اکنون مغز من در پیچ و تاب است / چون الان تایم سی (00:30) بامداد است
تمام این سخن های گهر بار / به من الهام شد امشب به یکبار
نمی دانم چه مرگی در کتاب است / که تا بسته است فکر آزاد و رام است
وگر بازش کنی فکرت چو کرکس / به هر جا می کند پرواز جز درس
هم اکنون که قلم را می دوانم / کتاب مورتیمر دارم می خوانم
اگر من این کتابم بسته دارم / دگر شعری ندارم تا بخوانم
سخن بسیار گشت استاد عالی / تمامش لابه بود و پاچه خواری
شما اوّل کسی بودی که بنده / سرودم از برایش یک دوبنده
امیدم هست تا در شعر بعدی / کنم استاد فارسی را چه نقدی
که لالایی بود تدریس خوبش / همه چُرتش کنند اندر حضورش
در آخر خواهشی دارم که استاد / به دنبال نویسنده نگردی
شما از ما همین شعر و سخن را / به جای برگ امتاحان پسندی
تقدیم به استاد کمیلی زاده
ع.م
22/7/89
... و اینک از نخستین قدم با ایمانی کامل و اعتقادي تمام به آفریننده بزرگ جهان هستی و کتاب آسمانی خود سوگند یاد میکنم و در پیشگاه باکبریا و عظمت او پیمانی استوار می بندم که در این امر خطیر همواره در راه راست و درست عطوفت انسانی گام بردارم و عزت و حرمت طبابت و مصلحت و منفعت بیماران و رنجوران را برهر چیز برتر بدانم.