ما که فلسفه بلد نیستیم ولی بخون
يه روز يه استاد فلسفه مياد سر کلاس و به دانشجوهاش ميگه:
امروز ميخوام ازتون امتحان بگيرم ببينم درسهايي رو که تا حالا بهتون دادمو خوب ياد گرفتين يا نه...!
بعد يه صندلي مياره و ميذاره جلوي کلاس و به دانشجوها ميگه:
با توجه به مطالبي که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنيد که اين صندلي وجود نداره؟!
دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روي برگه...
بعد از چند لحظه يکي از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد...
روزي که نمره ها اعلام شده بود، بالاترين نمره رو همون دانشجو گرفته بود !
اون فقط رو برگه اش يه جمله نوشته بود:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
کدوم صندلي ؟
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۹ ساعت 22:48 توسط شهاب مرادی
|
... و اینک از نخستین قدم با ایمانی کامل و اعتقادي تمام به آفریننده بزرگ جهان هستی و کتاب آسمانی خود سوگند یاد میکنم و در پیشگاه باکبریا و عظمت او پیمانی استوار می بندم که در این امر خطیر همواره در راه راست و درست عطوفت انسانی گام بردارم و عزت و حرمت طبابت و مصلحت و منفعت بیماران و رنجوران را برهر چیز برتر بدانم.